معامله فضولی

معامله فضولی این است که شخصی برای دیگری یا با مال دیگری، معامله کند بدون این که نماینده یا مأذون از طرف او باشد. 

معامله فضولی ممکن است تملیکی یا عهدی باشد؛

معامله فضولی تملیکی مانند آن که شخصی مال دیگری را بدون اذن مالک به دیگری بفروشد.

معامله فضولی عهدی مانند آنکه شخصی به حساب شخص دیگری متعهد شود که عملی را برای طرف دیگر معامله انجام دهد.

کسی که بدون نمایندگی و اذن برای دیگری معامله را تشکیل می‌دهد اصطلاحاًً فضول و طرف معامله او را اصیل و شخص دیگر را که معامله برای او یا به مال او انجام شده است، غیر می‌گویند.

 

مراقب افراد «فضول» در معاملات باشید!

فضول بهترين لفظ براي ناميدن کساني است که در زندگي ديگران سرک مي‌کشند. شايد براي شما هم جالب باشد که بدانيد در قانون مدني ايران به کسي که در دارايي ديگران بدون اجازه آنها دخالت و تصرف مي‌کند، فضول گفته مي‌شود؛ يعني قانونگذار، همين اصطلاح رايج بين مردم را بدون تغيير در قانون استفاده کرده است. در واقع با وجود اينکه در دنياي حقوق هميشه از کلمات سنگين و دشوار استفاده مي‌شود، کلمه فضول و معاملات فضولي به آنچه در کوچه و بازار مورد استفاده قرار مي‌گيرد، بسيار نزديک است.

اگر شما هم جزو کساني هستيد که شخصي بدون اجازه با اموال شما معامله کرده يا اينکه مي‌خواهيد بدون اجازه با اموال شخص ديگري معامله‌اي انجام دهيد، بدانيد که قانون بدون هيچ تعارفی اسم شما را «فضول» گذاشته و عواقب سختگيرانه‌اي هم براي اين آدم فضول، پيش‌بيني کرده است.

مثلا اگر مي‌خواهيد ماشين همسر خود را بدون اجازه او بفروشيد، قانون با شما که بدون اطلاع و اجازه همسر خود اقدام به انجام معامله براي او کرده‌ايد، برخورد مي‌کند.

در قانون به شما، فضول گفته مي‌شود و معامله‌اي که از طرف شما واقع مي‌شود، معامله فضولي مي‌نامند.

دليل اينکه به اين معامله‌ها فضولي گفته مي‌شود، اين است که فرد معامله‌کننده از طرف صاحب مال اذن يا همان اجازه انجام معامله را ندارد بنابراين نبايد اشتباه کنيد. در موردي که مثلا فردي به برادر خود وکالت کاري مي‌دهد که ماشينش را بفروشد چون به او اجازه داده، معامله‌اي که انجام مي‌شود، صحيح است و فضولي نيست.

 

تکلیف خريدار در معامله فضولي

شايد در نگاه اول به نظر برسد اگر کسي با مال ديگري معامله کند اين معامله حتما باطل خواهد بود.

باید بدانيد که قانونگذار چنين نگاهي به معاملات فضولي ندارد، ولي از طرف ديگر باید به این موضوع هم توجه داشته باشيد که اين بدان معنا نيست که چنين معامله‌اي را صحيح هم بدانيم.

در واقع قانونگذار معاملات فضولي را بين زمين و آسمان نگه داشته است. اين معاملات نه باطل هستند و نه صحيح و تعيين تکليف آنها به اجازه صاحب مال وابسته است.

اهالي حقوق اصطلاحا اين معاملات را غيرنافذ مي‌دانند؛ يعني اينکه اين معامله ناقص و نيازمند به تأييد صاحب مال است و اصطلاحا نفوذ حقوقي ندارد و منتظر يک اتفاق ديگر است که به يکي از دو دنياي بطلان يا صحت اضافه شود.

 

 مشکلات و دردسرهاي معامله فضولي براي خريدار

اگر شما جزو کساني هستيد که طعمه معامله با فضول شده‌ايد، در حالي‌که از فضولي بودن معامله طرف خود روحتان هم خبر نداشته، بدانيد که در مخمصه گير افتاده‌ايد و دردسرهاي بي‌دقتي آن شخص، دامن شما را هم مي‌گيرد.

 

 اصيل کيست؟

قرارداد يک طرف ديگر هم دارد و او کسي است که معامله فضولي با او بسته شده است. به عنوان مثال شخصي که بدون اطلاع و اجازه همسرش ماشينش را مي‌فروشد، فضول محسوب مي‌شود. همسر او مالک ماشين است و شوهرش به جاي او در قرارداد دخالت کرده است.

در اين ميان کسي را نيز که ماشين را خريده است، نبايد فراموش کنيم او همان طرف سوم است که در اصطلاح حقوقي اصيل ناميده مي‌شود و قرارداد بيشتر از همه گريبان او را مي‌گيرد و او را به دردسر مي‌اندازد.

بنابراین اگر شما از روي بدشانسي با يک «فضول» معامله کرده‌ايد، چاره‌اي نداريد جز اينکه منتظر بمانيد تا تکليف قرارداد روشن شود.

در واقع سرنوشت قرارداد شما به دست خودتان نيست و بايد در انتظار رد يا قبول قرارداد از سوي صاحب مال باشيد.

شما تا آن زمان در بلاتکليفي به سر خواهيد برد ولي مي‌توانيد براي روشن شدن هرچه بهتر جوانب امر و تصميم عادلانه و منصفانه مالک اصلي، با او مذاکراتي را انجام دهيد.

براي توضيح بيشتر به مثال خودمان برمي‌گرديم. اگر در آنجا همسري که ماشينش فروخته شده، کار شوهر خود را تأييد کرد، معامله صحيح خواهد شد و در واقع اصيل، مالک ماشين مي‌شود.

اما اگر همسر کار فضولي شوهرش را رد کند، مثلا بگويد که اصلا قصد فروش ماشين خود را ندارد، معامله به دنياي بطلان وارد خواهد شد و اثري نخواهد داشت. گویی از ابتدا قراردادي به وجود نيامده است.

 

   اگر مالک حاضر به قبول معامله فضولي نشد چه بايد کرد؟

گفتيم که قرارداد فضولي تا زماني که صاحب مال تصميم نهايي خود را درباره عمل فضول نگرفته است، بلاتکليف مي‌ماند.

پرسشی که ممکن است پيش آيد، اين است که اين بلاتکليفي تا چه زمانی قرار است ادامه داشته باشد؟ قانون در اين خصوص هيچ مهلتي مشخص نکرده است و هيچ لزومي هم ندارد که مالک مال، فورا اجازه يا رد معامله را اعلام کند و فرصت کافي در اختیار دارد.

در حقیقت قانون اين حق را به مالک مي‌دهد که با سبک و سنگين کردن اوضاع و احوال معامله، تصميم نهايي را در مورد مالش بگيرد.

بنابراین مالک مي‌تواند معامله انجام‌شده را بررسي کند و تمام جوانب آن را بسنجد و در نهايت اگر به اين نتيجه رسيد که انجام اين معامله که بدون رخصت و اجازه او انجام شده، به سودش است، آن را تأييد کند و اگر هم متوجه شد که معامله به ضررش خواهد بود، مي‌تواند تن به اين کار ندهد و معامله را رد کند.  اما اگر مالک، معامله فضولي را رد کند در اين صورت تکليف معامله چه خواهد شد؟

ممکن است مالک، معامله فضولي را رد کند، در اين صورت عقد براي هميشه از بين مي‌رود و هيچ گونه اثري از آن در اين دنيا نمي‌ماند.

حتما شمايي که ديگري، مالتان را با شخصي معامله کرده است، مي‌خواهيد بدانيد چگونه مي‌توانيد مال را از چنگ خريدار در بياوريد؟

قانون مدني در ماده 251 به اين حق شما پرداخته است و مي‌گويد: «رد معامله فضولي حاصل مي‌شود به هر لفظ يا فعلي که دلالت بر عدم رضاي به آن کند.»

نگران نباشيد؛ از چندين راه مي‌توانيد مال خود را از خريدار پس بگيريد؛ ممکن است شما کتبا به طرف خريدار اعلام کنيد که قصد انجام معامله را نداريد يا شفاهي بگوييد که معامله را قبول ندارم زیرا به ضررم تمام مي‌شود.

گاهي هم، مستقيم اراده و نيت دروني خود را بيان نمي‌کنيد، بلکه کاري مي‌کنيد که مفهومش رد کردن معامله فضول است.

براي مثال ماشين‌تان را که يک بار به صورت فضولي به فردي فروخته شده است، بعد از اطلاع از معامله فضولي به شخص ديگري مي‌فروشيد.  در واقع شما با اين کار خود، به طور ضمني معامله‌اي که قبلا فضول بر روي ماشين‌تان انجام داده است را رد کرده‌ايد.

پرسش دیگری که مطرح می شود، این است که اگر مالک، معامله فضولي را رد کند، در اين صورت تکليف معامله چه خواهد شد؟

در پاسخ باید گفت با وجود حقوق فراواني که قانون براي مالک در نظر مي‌گيرد او حق ندارد از امتيازات قانوني خود سوءاستفاده کند.

در واقع استفاده از اين فرصت دوگانه نبايد از حد معمول و متعارف خارج شود چون اين کار ممکن است باعث زيان طرف اصيل از معامله شود و به نوعي شکل سوءاستفاده به خود بگيرد.

هرگز قانون به شما اجازه نخواهد داد که با رفتار خود به حقوق ديگران لطمه وارد کنيد. پس اگر مالک تعيين تکليف قرارداد را آن‌قدر طول بدهد که موجب ضرر و زيان اصيل شود، در اين صورت قانون به او حق مي‌دهد که قرارداد را به هم بزند. بنابراين کمي ‌هم به حقوق اصيل توجه شده است.

اما موضوعي که بيشتر از هر چيز مي‌تواند به اصيل کمک کند، طرح شکايت از فضول است.

اگر اصيل هم نمي‌دانست که شخص فضول مالک اصلي مال نيست و ندانسته با او معامله کرده است، بعدا مي‌تواند علاوه بر مقدار پولي که داده، خسارت هم بگيرد.

اما اگر مي‌دانست که فروشنده مالک نيست و با اين حال با او معامله کرد، ديگر نمي‌تواند خسارت بگيرد.

 

 شکايت اصيل از فضول چگونه خواهد بود؟

معامله فضولي يک روي سکه است و روي ديگر آن جرم معامله مال غير است. يعني اگر شخصی با علم و اطلاع از اينکه مالي که مي‌فروشد متعلق به ديگري است عمل فروش را انجام دهد، علاوه بر اينکه معامله فضولي انجام داده است، ممکن است تحت عنوان جرم فروش مال غير مورد تعقيب قرار بگيرد.

اين جرم در حکم کلاهبرداري است و مجازات سنگيني به دنبال دارد. به کساني که در نتيجه دخالت نابه‌جاي يک شخص فضول ضرر ديده‌اند توصيه مي‌کنيم که شکايت معامله با مال غير را مطرح کنند.

در صورت اثبات سوءنيت فضول، دادگاه او را مجازات خواهد کرد و علاوه بر اين اگر مالک هم از ماجرا باخبر باشد به مجازات قانوني محکوم خواهد شد.